خانه / درسگفتارها / درسگفتارهای_دکتر_مومنی / برنامه ریزی توسعه / درسگفتار اول: چالش ها و چشم اندازهای برنامه ریزی در قرن بیست و یک
24

درسگفتار اول: چالش ها و چشم اندازهای برنامه ریزی در قرن بیست و یک

مقدمه:

مساله برنامه ریزی مساله بسیار حیاتی و سرنوشت سازی است و می توان گفت که در هیچ سطحی از سطوح سه گانه فعالیت های اقتصادی یعنی خرد، کلان و توسعه هیچ دستاورد قابل اعتنا و ماندگاری وجود ندارد که جز از طریق برنامه ریزی حاصل شده باشد. پس وقتی راجع به برنامه ریزی صحبت می کنیم یعنی درباره راجع به سرنوشت امروز و فردای کشورمان و توان رقابت اقتصاد ملی و البته کیفیت زندگی مردم صحبت می کنیم. هنگامی که درباره برنامه ریزی فکر می کنیم باید توجه داشته باشیم که به اعتبار تجربه های جهانی و نیز به اعتبار تجربه های بی شمار داخلی درباره یک امر خطیر صحبت می کنیم. امور خطیر و سرنوشت ساز همواره در معرض برداشت های متفاوت و متعارض قرار می گیرند و ذیل یک عنوان مشخص معانی و مضمون های به کلی متفاوت رقم می خورد. به همین خاطر است که متخصصان روش تحقیق در علوم انسانی و از جمله اقتصاد قاعده ای تعیین کرده اند که بر اساس آن در آغاز هر پژوهش جدی پژوهشگران ملزم می شوند از مفاهیم کلیدی مورد استفاده تعریف عملیاتی خود را ارائه بدهند تا راه به روی سوءبرداشت ها یا سوءتفاهم ها و تعارض های معنی دار میان تلقی ها از یک مشترک لفظی به حداقل برسد. وجه دیگر مساله ضرورت و اهمیت واکاوی هرچه عمیق تر این مفاهیم اساسی و سرنوشت ساز است. و این ایده ای که زبان شناسان مطرح می کنند و می گویند اگر دیدید مفهومی کلیدی و سرنوشت ساز است درباره آن غور کنید و ژرف کاوانه آن را بررسی کنید تا بتوانید یک درک هرچه جامع تر و عمیق تر از آن پیدا کنید به دلیل این است که فهمی که از هر مفهوم کلیدی حاصل می شود، سقف قابلیت عینیت بخشی به آن را تعیین می کند. پس ما از توسعه و برنامه ریزی در بهترین حالت همان قدر که فهمیده ایم را می توانیم محقق کنیم، و اگر می بینیم کار در حیطه های سرموشت ساز و حیاتی خوب جلو نمی رود یک راه این است که فهم خود را مورد ارزیابی و بازنگری قرار دهیم. در این جلسه هرجا که سخن از برنامه ریزی به میان می آید منظور برنامه ریزی توسعه است مگر آن که به طور مشخص منظور دیگری بیان شده باشد و تعریف عملیاتی ما هم از برنامه ریزی توسعه همان است که در استاندارد UN مطرح است، به این معنی که برنامه ریزی توسعه، عبارت از هدایت، کنترل و تغییرات آگاهانه و عقلایی متغیرها در یک نظام اجتماعی در جهت دستیابی به اهداف مطلوب این نظام است. بنابراین هر برنامه توسعه به صورت توأمان در برگیرنده اهداف جامعه (یعنی اینکه چه کارهایی باید انجام شود و جامعه به کدام سو می رود) و نیز دربردارنده “روش ها” و “ابزارهای” عقلانی موردنیاز برای تحقق آن اهداف است (یعنی این که دستیابی آن اهداف، چگونه و از چه مسیرهایی میسر می شود).

به عبارت دیگر، برنامه توسعه، تجلی همزمان “عقلانیت” و “هدفمندی” در هر نظام اجتماعی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.