خانه / درسگفتارها / درسگفتارهای_دکتر_مومنی / برنامه ریزی توسعه / درسگفتار پنجم (پایانی): پایه های نظری برخورد ایجابی با مساله برنامه ریزی (بخش دوم)
24

درسگفتار پنجم (پایانی): پایه های نظری برخورد ایجابی با مساله برنامه ریزی (بخش دوم)

پایه نظری سوم: برنامه ریزی توسعه

برای اینکه وارد بحث برنامه ریزی توسعه بشویم چند مساله قابل اعتنا هست که در سطح نظری این ها را به عنوان مهم ترین مولفه های توجیه کننده ضرورت و اجتناب ناپذیری برنامه ریزی برای کشورهای در حال توسعه مطرح می کنند:

الف) دورهای باطل توسعه نیافتگی

اولین مساله آن چیزی است که به طور سنتی در ادبیات توسعه با عنوان دورهای باطل توسعه نیافتگی مورد خطاب قرار می گرفت. در آن جا نشان داده می شود که پارادایم عدم مداخله اگر تحت اراده سیاست گذاران قرار بگیرد در این دور باطل مرتبا توسعه نیافتگی بازتولید خواهد شد. برای شکستن و خروج از این دورها برنامه ریزی ضروری و اجتناب ناپذیر است. در این زمینه ادبیاتی که نهادگراها فراهم کرده اند تحت عنوان قفل شدگی به تاریخ و یا وابستگی به مسیر طی شده. در سطح نظری آن ها بر این باورند که به اعتبار این پدیده و با قدرت توضیح دهندگی شگرفی که این مفهوم برای استمرار و بازتولید توسعه نیافتگی در کشورهای در حال توسعه دارد، مساله برنامه ریزی یک ضرورت حتمی می شود. ما فعلا داریم راجع به اصل برنامه ریزی توسعه صحبت می کنیم و اینکه کدام برنامه می تواند نجات بخش باشد ماجرای دیگری است.

ب) پیشرفت فناورانه

مفهوم بسیار مهم دیگری که به عنوان فلسفه برنامه ریزی توسعه مطرح است، مساله پیشرفت فناورانه است. یکی از شاهکارها در این زمینه، مقاله ای است از جان الیوت به نام نهادگرایی به مثابه رهیافتی به اقتصاد سیاسی که در شماره ۵ و ۶ فصلنامه اقتصاد سیاسی تحول همه جانبه منتشر شده است. الیوت این بحث را مطرح می کند که به ازای هر سطحی از تحول فناوری ما با یک موانع نهادی جدید برخورد می کنیم که اگر به صورت برنامه ریزی شده با آن ها رو به رو نشویم امکان درونی کردن دستاوردهای مربوط به فناوری های جدید حاصل نمی شود. بحث بسیار گسترده تری نیز در این زمینه مطرح است با این مضمون که اگر بخواهد یک تحول فناورانه اتفاق بیفتد چه تمهیدات نهادی پیشینی ای لازم است و چه تمهیدات نهادی پسینی ای. در این زمینه کتاب سه جلدی مانوئل کاستلز به نام عصر اطلاعات توضیح می دهد با وجودی که بسیاری از فناوری هایی که در قرون ۱۷ و ۱۸ در اروپا شکل گرفت، بالغ بر هزار سال قبل از آن در کشورهای شرق آسیا پدیدار شده بود. باید بتوان به این سوال پاسخ داد که چرا فناوری هایی که هزار سال زودتر از اروپایی ها شرق آسیا در آن پیشگام بوده، در آن کشورها درونی نشد و هزار سال طول کشید تا بعدا در اروپای غربی موضوعیت پیدا کند و آن وقت همان هایی که خودشان سالیان پیش آن قابلیت های فناورانه را داشتند در به در افتادند دنبال اروپای غربی. بحث های بسیار جذابی در این زمینه وجود دارد. اگر دقت کرده باشید یکی از مهم ترین چالش ها بعد از هر نوآوری فناورانه چالش های توزیعی است. یعنی اینکه عواید حاصل از فناوری جدید باید با چه منطقی و بین چه کسانی توزیع شود و تمام انقلاب های اجتماعی کوچک و بزرگی که از ربع پایانی قرن هجدهم به بعد در اروپا اتفاق افتاده یک سرش به همین مساله برمی گردد و ماجرای جذاب، آموختنی و فوق العاده ای دارد. از این زاویه می خواهم این گونه استفاده کنم که بنابراین وقتی که ما وارد عصر دانایی می شویم نیاز به برنامه ریزی نسبت به هر دوره تاریخی دیگری افزایش می یابد. این مساله را جان الیوت در مقاله اش خیلی خوب توضیح داده و می نویسد: انقلاب دانایی نیروی محرکه صعودی شدن بازدهی ها می شود. یعنی با بی سابقه ترین سطوح نابرابری در طول تاریخ بشر روبه رو  خواهیم شد. مواجهه با این مساله بدون برنامه ریزی امکان پذیر نیست. او نکته های جالب دیگری را هم مطرح می کند و می گوید وقتی بازدهی صعودی می شود سیستم های اقتصادی به سمت نوسان های خیلی شدیدتر حرکت می کنند. از این زاویه می توان جنبش وال استریت، بحران ۲۰۰۸ و … را مورد بررسی قرار داد که با برخورد غیربرنامه ریزی شده غیرممکن است که بشود چنین تحولاتی را سامان داد و مدیریت کرد.

پایه نظری چهارم: بزرگ شدن بنگاه های اقتصادی

محور دیگری که در این زمینه مطرح می کنند و خیلی هم جای کار دارد این است که در اثر انقلاب دانایی به صورت فزاینده شاهد ادغام بین غول های بزرگ فراملیتی و انحصار گر می شویم و هرچقدر که این ها بزرگتر می شوند از یک طرف سایه سنگین طرز اداره و ایجاد هماهنگی با منطق بنگاه یعنی منطق برنامه ریزی شده در برابر سازوکار بازار بیشتر می شود و از آنجایی که درهم تنیدگی سرنوشت این ها با سرنوشت دولت ها خیلی بیشتر می شود، آن هماهنگی هایی که در درون دولت مورد نیاز است افزایش پیدا می کند، هماهنگی هایی که در درون بنگاه ها نیاز است افزایش پیدا می کند، هماهنگی هایی که بین بازار و بنگاه ها موردنیاز است افزایش پیدا می کند و هم چنین نیاز به هماهنگی بین دولت و بازار هم افزایش پیدا می کند و می گوید دیگر هیچ چیز را نمی توان به تصادف واگذار کرد. برای آشنایی با جزئیات این مسائل می توان کارهای تافلر و به ویژه کارهای شرایبر را دید. مثلا سیستم های just in time   را که هزینه های انبارداری را در بنگاه های بزرگ به سمت صفر می برد. این موارد همه ابعاد بی سابقه نیازهای شدت یافته به برنامه ریزی را نشان می دهد. اینکه از فرآیندهای تولید زمان زدایی و مکان زدایی می شود نیاز به برنامه را در ابعاد وسیعی افزایش می دهد. اینکه مثلا الان بیش از شصت درصد کل تجارت جهانی، تجارت درون بنگاهی است(یعنی داد و ستدهایی که فراملیتی ها ذیل زیرمجموعه خودشان انجام می دهند و اصلا مناسبات بازاری در این مبادله ها موضوعیت ندارد) و ده ها مساله کوچک و بزرگ دیگر. زمانی که فراملیتی ها در این سطح دارند کار می کنند، هم آن ها نیاز دارند که بدانند برنامه دولت مثلا در زمینه تربیت نیروی انسانی چیست و هم دولت باید بداند تقاضای آن ها چیست و این ها همه، نیاز به هماهنگی را در یک ابعاد بسیار خارق العاده ای افزایش می دهد.

ممکن است این سوال مطرح شود که چرا این مساله در کادر کشورهای در حال توسعه مطرح شده است؟ در پاسخ حداقل از دو زاویه می توان به موضوع نگریست: زاویه اول اینکه ادغام غول های بزرگ که از ربع پایانی قرن بیستم ابعاد بی سابقه ای پیدا کرده جایگاه سرنوشت سازی به آن ها برای مداخله در کشورهای در حال توسعه به آن ها بخشیده است. مرور اجمالی کتاب هایی که از این زاویه عملکرد شرکت ها فراملیتی را بررسی کرده اند بسیار جذاب است و  نشان می دهد آن ها با تکیه بر توانایی خود در زمینه عرضه سرمایه، انتقال فناوری و اثرگذاری برسیاست های اقتصادی کشورهای درحال توسعه نقش بسیار مهمی پیدا کرده اند که جز با “برنامه” نمی توان با آن مواجهه اصولی داشت. زاویه دوم نیز آن است که یکی از کانون های بازتولید توسعه نیافتگی ناتوانی در غلبه بر بحران مقیاس تولید است. به اعتبار همه این بحث ها روی این مساله متمرکز می شویم که الان دیگر راجع به اصل ضرورت برنامه ریزی کمتر انسان خردورز و صاحب اندیشه ای است که تردید کند، اختلاف نظرها بر سر چگونگی پیش برد این امر ضروری است که انشالله در جلسه بعد درباره آن به بحث خواهیم پرداخت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.