خانه / دسته‌بندی نشده / مومنی:نظارت بر عملکرد حکومت اسلامی حق مردم است
images

مومنی:نظارت بر عملکرد حکومت اسلامی حق مردم است

با توجه به گذر از ایام ماه صفر شاهد مناسبات گوناگونی از جمله وفات و شهادت چهره های مذهبی بوده ایم. به دلیل بی توجهی  سال های اخیر در خصوص اندوخته های مذهبی و دینی در باب مسائل گوناگون و نزدیکی به سایر مناسبات مذهبی، نشست این هفته موسسه دین و اقتصاد به چنین موضوعی اختصاص داشت. این موسسه تحت عنوان « توسعه و اصلاحات اجتماعی با نگاهی به نامه امام علی به مالک اشتر» با سخنرانی سعید حاتم تهرانی برگزار شد. حاتم تهرانی از دانش آموختگان علم اقتصاد است. این پژوهشگر در خلال صحبت های خود ضمن بررسی دستورات چهارگانه امیرالمومنین(ع) با استناد براین نامه تاریخی تنها راه حل  ایجاد توسعه و عدالت اجتماعی را مشارکت مردم در حکومت داری دانست و بررسی و نظارت بر عملکرد حکومت اسلامی را ازجمله حقوق مردم شمرد.

فرشاد مومنی استاد دانشکده اققتصاد علامه طباطبایی در ابتدای این نشست چنین اظهار داشت: ما را به این جمع بندی رسانده اند که از یک نگاه خاصی دوباره به مبانی و بنیادها بازگردیم.  مناسبت نخست نشست امروز پایان ماه صفر و ورود به ماه ربیع الاول است که در این ماه وجود گرامی پیامبر عظیم الشأن اسلام پا بر عرصه گیتی می گذارند و بعدها منشأ تحولات بزرگ می شوند. مناسبت دوم همزمان شدن این ایام با رحلت جانگداز آیت الله موسوی اردبیلی است. در زمانی مناسب در مقام تجلیل از خدمات وی در عرصه اندیشه دینی و اندیشه اقتصادی برنامه ای را تدارک خواهیم دید. در کمال تأسف جامعه ما به گونه ای است که از یک طرف اشخاصی که صاحب صلاحیت هستند چندان تمایلی به اظهار وجود ندارند و چون اظهار وجود نمی کنند قدر آن ها شناخته نمی شود. در گذشته توفیقاتی داشتم و توانستم در محضر وی حضور داشته باشم؛ اوایل انقلاب به دلیل دلمشغولی هایی که در وجوه اندیشه ای داشته ام این فرصت نصیبم شد. با اطمینان می توانم گواهی دهم که مرحوم فقید آیت الله موسوی اردبیلی در بزنگاه های حساس تاریخی نقش های بسیار خارق العاده و منحصر بفردی ایفا کرده اند که متأسفانه بخش عظیمی از نقش های وی به خصوص در زمینه اندیشه برای بخش بزرگی از جامعه ما نامکشوف باقی مانده است. به هر حال از نظر ما فوت وی واقعه ای جانگذار محسوب می شود.
وی خدمت های بزرگی به ویژه در عرصه اندیشه اقتصادی کردند شاید بسیاری ندانند بخش اعظم استفتائاتی که به امام خمینی می شد به موسوی اردبیلی ارجاع می دادند و برای اینکه با بنیه پژوهشی کافی بتوانند در آن خصوص اظهارنظر کنند یک جمعی با محوریت استاد عالی نسب  تشکیل داده بودند که من هم در آن جلسات شرکت می کردم و از نزدیک شاهد کوشش های عالمانه وی بودم.
مناسبت دیگر نیز نزدیک شدن به ایام اوج گیری انقلاب اسلامی و سالروز پیروزی است و طبیعتا در خصوص انقلاب اسلامی نیز مانند هر انقلاب دیگری سوالات بنیادینی مطرح می شود؛ وقتی آن انقلاب پرشور براساس تقوا گذاشته شده بود، در زمینه تحقق وعده های خود با محدودیت ها و ناکامی های جدی رو به رو شده یک سوالی جدی مطرح است که ما همگی باید به آن فکر کنیم و باتوجه به سطح پختگی و عمقی که دارد نسبت خود را با شرایط جدید تعریف کنیم.
سوال این است؛هر انقلابی که داعیه های عقیدتی مشخصی دارد و در تحقق وعده های خود ناکام می ماند، این ناکامی ریشه در پایبندی به اصوال دارد و یا ریشه در برخورد سهل انگارانه با اصول دارد؟ شخصا در زمره کسانی قرار دارم که حداقل در حوزه تخصصی خود پاسخ به چنین سوالی را بیشتر معطوف به گذاره دوم می دانم و بخش اعظم گرفتاری ها و ناهنجاری هایی که  مشاهده می کنیم بیش از آنکه ناشی از پایبندی به اصول باشد اتفاق ناشی از این است که اصول بدیهی را نادیده گرفته ایم. واقعا نقطه عطفی به عریان ترین شکل این مسئله را نشان می دهد، تجربه های میان سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ است.
در خاطر دارم که در سال ۱۳۹۱ پس از نزدیک شدن به ۱۰ سال به انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران اجازه داده بودند تا در ۱۶ آذر مراسمی برگزار کنند از من هم خواسته شد بحثی را ارائه کنم با کمال تاسف نشان دادم که اگر دولت قبلی به بدیهیات اولیه عقلی در زمینه حکومتداری توجه می کرد بیش از ۷۵ درصد اختلافات جامعه دانشگاهی با دولت موضوعیت خود را از دست می داد. بنابراین هنگامی که در عرصه حکومتداری با خطاهای راهبردی حیرت انگیز روبرو می شویم این بدیین معنا است که به طریق اولی آن مبانی و اصول اندیشه ای اداره جامعه بر اساس موازین اسلامی کم تر مورد توجه قرار گرفته است. در بازگشت به اصول و بنیادها و نشان دادن اینکه جامعه هرگاه به طور جدی مطرح شد آن اصول و مبانی می توانند راهگشا باشند. بهترین نمونه برای این ادعا توسعه هایی است که در نامه ای استثنایی علی ابن ابی طالب به مالک اشتر وجود دارد. برداشت من است که روزآمد کردن آن و متناسب کردن آن با زمان و درس هایی که بشر امروز می تواند چراغ راه آینده ما باشد. چقدر جای تأسف است که به دلیل بد دفاع کردن حکوت از دین گرایش به مطالعات دینی در جامعه روشنفکری ما متأسفانه به حدنصاب نرسیده است و این نمونه اعلی از خود زنی است و ما از ذخیره مکتوب خود به دست خود محروم می شویم.
باید به قرآن، سیره پیامبر و معصومین که در واقع بنیه فکری آمیزه های اسلامی نیز محسوب می شوند، بازگشت. اگر دقت کرده باشید این روزها اندیشه بزرگانی از اسلام شناسی معاصر مانند آیت الله شهید دکیر بهشتی استاد شهید مرتضی مطهری و سید محمدباقر صدر تا حدود زیادی در حاشیه است و گویی آن تمایلی که رویه های کوته نگرانه را در دستور کار قرار می دهد و مداحان را به جای اسلام شناسان می نشاند و این موضوع منعکس کننده نظام ترجیحاتی است که از دل این نظام ترجیحات باید گفت که توسعه و بهبود وضعیت قابل تصور نیست. اسلام شناسان بزرگی که من یادی از آن ها کردم کسانی هستند که دغدغه دین و روزآمد بودن آن را داشتند و به مسائل زمانه گره زده بودند که به نظرم،  ما در این زمینه امروزه به صورت جدی با خلأ رو به رو هستیم و با بازگشتن به چنین سطحی و استفاده از میراث اندیشه ای اسلام شناسان بزرگ می توان از این زاویه برای ما کمک های ارزنده ای را به همراه داشته باشد.

منبع: عصر اقتصاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.