خانه / تحلیل ها / مبارزه با معلول بجای علت!
57407860

مبارزه با معلول بجای علت!

مدرسه ایرانی اقتصاد نهادی:
مطلب زیر توسط دکتر علی دینی ترکمانی و بصورت اختصاصی برای انتشار در سایت نگاشته شده است.

انتشار خبر گورخوابی عده ای از هموطنان بیخانمان، و برخورد مورد انتظار خشن با آنان که چرا لابد بدون مجوز و پرداخت عوارض و مالیات، پیشاپیش قبل از فوت به استقبال خانه ابدی رفته اند، موجی از حیرت و اندوه را در جامعه ما بوجود اورده است. اصغر فرهادی کارگردان جهانی سینمای ایران، در نامه ای سرگشاده به آقای روحانی، از وجود چنین وضعی ابراز شرمساری کرد.براستی جای شرم بسیار زیاد دارد که با این همه امکانات , با مملکتی خوابیده بر روی منابع غنی نفت و گاز و با این همه ثروت و نقدینگی در گردش، عده ای فقیر در سرمای سوزان زمستان، مستاصل از یافتن سرپناهی، در نهایت ناچار از انتخاب خانه ارواح و قبرهای آماده برای پذریرایی مهمانان جهان دگر، می شوند. تاسف بارتر از أن، برخورد خشن با چنین افرادی از سوی نهادهای ذی ربط است. اما، از همه اینها شرمسارتر، پیشنهاد کاریکاتوریستی به نام بزرگمهر حسین پور مبنی بر اخته کردن فقرای بیخانمان با هدف ممانعت از بازتولید نسلی آنان است. آنانی که از نظر وی وجودشان لکه ننگی بر جامعه است و بنابراین برای پاک سازی این لکه ی ننگ باید که با عقیم سازی از زاد و ولد آنان جلوگیری کرد.
به این می گویند تلاش برای نسل کشی که تنها از اذهان افرادی با گرایش های فاشیستی بیرون می زند. از نظر هیتلر، قوم یهود لکه ی ننگی بر پیشانی بشریت بود که باید تکلیفش با نسل کشی مشخص می شد. در رواندا در اوایل دهه ۱۹۹۰ قبیله مسلطی با همین نیت، اقدام به سلاخی افراد مذکر قبیله دیگری کرد. رحمی حتی به نوزادان مذکر نکرد. مردان امروز و فردا باید نابود و زنان امروز و فردا باید به غنیمت گرفته می شدند. داستان غم انگیز این نسل کشی در فیلم هتل رواندا به تصویر کشیده شده است….
در مورد بی توجهی به فقرا ، از پیش دیدگاههای دست راستی همیشه وجود داشته است. داروینیسم اجتماعی نمونه ای از آن است. از این منظر، فقرا نسل ضعیف است که در مبارزه با نسل قویتر به ناچار، قافیه را می بازد و از صحنه گیتی حذف می شود. چه بهتر که حذف و نژاد آدمی غربال شود. اما پیشنهاد اخته سازی، کمتر مطرح شده است مگر توسط افرادی با تمایلات لخت و عریان فاشیستی.
مساله فقط بیشرمی غیر انسانی و غیر اخلاقی نهفته در چنین پیشنهادی نیست. در آدرس عوضی دادن آن نیز است. در این است که به جای توجه به سامانه نادرست اجتماعی بازتولید کننده فقر و بیخانمانی، بر معلول توجه می کند. به جای به تصویر کشیدن چهره کریه نابرابری و تاثیر آن بر فقر و بیخانمانی، قربانیان بیگناه را کریه المنظر نشان می دهد. به همین دلیل نمی فهمد که حتی اگر همه بیخانمان ها عقیم که نه، سر به نیست شوند، در زمانی دیگر باید منتظر بیخانمانهایی دیگر بود. نمی فهمد در صورت عدم درمان قطعی غده متاستاس ساز سرطانی، باید منتظر ظهور دوباره عوارض بیماری در جای دیگری از بدن بود.
اگر گورخوابی موجب احساس شرم ما می شود، چنین پیشنهادهایی به مراتب شرم آورتر است. پیشنهادهایی که به فرض ، در صورت عملیاتی شدن، سر از فاجعه انسانی بمراتب بدتر از گورخوابی در می آورد.
عجب جهانی و جامعه انسانی داریم. فاشیسم هنوز اینجا و آنجا زنده است و نفس می کشد. در آلمان و فرانسه به صورت نفرت از مهاجران جنگ زده سوری و در ایران به صورت نه آرزوی مرگ که تجویز مرگ، برای قربانیان نظام اجتماعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.