خانه / تحلیل ها / یارانه های نقدی و وابستگی به مسیر گذشته
download (1)

یارانه های نقدی و وابستگی به مسیر گذشته

??یارانه های نقدی و وابستگی به مسیر گذشته

نویسنده: علی دینی ترکمانی

جایگزینی یارانه های نقدی به جای یارانه های قیمتی، صرف نظر از نقدهای افرادی چون این قلم بر اثرگذاری این سیاست در نیل به اهدافی چون ارتقای کارایی اقتصادی، حتی در چارچوب آنچه پشتوانه نظری نئوکلاسیکی (نئولیبرالی) این سیاست اعتقاد دارد، عملیاتی و اجرایی نشد. یعنی، جهت گیری این سیاست از اساس درست بود و نه به هنگام اجرا معطوف به گروه های هدف شد. از اساس درست نبود چرا که ریشه اصلی مشکلات اقتصاد ایران را در اختلال های قیمتی جست وجو می کرد حال آنکه مشکل اصلی در ساختار حکمرانی اقتصاد سیاسی ایران است. در اینجا، وجه اشتراکی میان دولت قبل و اقتصاددانان نئوکلاسیک (نئولیبرال) میهنی وجود دارد. در اصل، دولت قبل، آن چیزی را اجرا کرد که آبشخور فکری ونظری آن رویکرد نئولیبرالی به اقتصاد است: اقتصاد را از شر مداخله دولت رها و هدف دسترسی به قیمت های واقعی را با رهاسازی قیمت ها دنبال کنید. این یکی از تناقض های آن دولت بود. از سویی به دنبال عدالت اجتماعی، ولو با هدف جلب نظر توده های محروم جامعه بود و از سوی دیگر در اجرای سیاست دست راستی پیشنهادی نهادهای جهانی چون صندوق بین المللی پول، چهار نعل به پیش تاخت. اما طنز قضیه در این است که چنین نهادهایی هرچند بر رفع اختلال های قیمتی و رهاسازی قیمت ها و انطباق قیمت های داخلی با قیمت های جهانی تاکید دارند، پرداخت یارانه نقدی را معطوف به گروه های هدف می کنند. گروه های آسیب پذیر جامعه. دولت قبل، طبعا با هدف کسب مقبولیت بیشتر، اقدام به پرداخت یارانه نقدی همگانی کرد که نتیجه آن بلعیده شدن نه تنها تمامی درآمد حاصله از اجرای این سیاست توسط مصرف خانوارها ست، بلکه بروز کسری سالانه به میزان ١٠ هزار میلیارد تومانی نیز از جمله عوارض آن است. به این صورت، این سیاست که روی کاغذ باید موجب کاهش کسری بودجه و فشارهای تورمی می شد، در عمل به سهم خود هم موجب بروز کسری بودجه از این محل و هم تشدید فشارهای تورمی بر اثر افزایش سطح عمومی قیمت ها شده است. البته همه مشکل را نباید فقط به حساب رویکرد پوپولیستی دولت قبل گذاشت. بخشی از مشکل ناشی از امکان ناپذیری شناسایی دقیق گروه های هدف آسیب پذیر یا فقیر و مستحق برای دریافت یارانه نقدی است. این نیز یکی از نقدهایی بود که این قلم در همان زمان بر این سیاست وارد کرد. تلاش برای پرداخت یارانه نقدی به گروه های هدف موجب کوچک تر شدن دایره دریافت کنندگان می شود که نتیجه آن احتمال وقوع دو نوع خطاست: عدم پرداخت به خانواده هایی که مستحق دریافتند و پرداخت به خانواده هایی که مستحق دریافت نیستند. این دو نوع خطا به علت مشکلات آماری در مورد وسع مالی خانواده ها اجتناب ناپذیر
است. هر چه اطلاعات نادقیق باشد، میزان خطاها بیشتر می شود. در این شرایط، برای درگیر نشدن با اعتراض خانواده های بی نصیب از یارانه نقدی، می توان به همه یارانه پرداخت کرد و از شر یکی از خطاها، یعنی عدم پرداخت به خانواده های مستحق، راحت شد. اما، در آن سو، چون به خانواده هایی که نباید پرداختی صورت بگیرد به ناچار یارانه ارایه می شود، خطای نوع دوم بیشتر می شود. دولت یازدهم طی چند سال گذشته در چند مرحله تلاش کرد پرداخت یارانه نقدی را هدفمند کند ولی به علت هم مشکل مذکور و هم نگرانی از تبعات کارکردی غربال بخشی از یارانه بگیران به هنگام نیاز به رای، ترجیح داده است که از کنار آن بگذرد. یک بار نیز در ابتدای سال ١٣٩٣ روش انصراف داوطلبانه را اجرا کرد که نتیجه، به علت نبود اعتماد اجتماعی، موفق نبود.
 داستان یارانه های نقدی، منطبق بر آن چیزی است که «اصل وابستگی به مسیر گذشته» نامیده می شود. وقتی سیاست عملیاتی می شود، تغییر مسیر آن در زمانی بعد سخت می شود. از ابتدا، باید مساله ها درست شناسایی و راهکارها درست فرموله بشوند. در غیر این صورت، نه به مساله مورد نظر پاسخ مناسبی داده می شود و نه می توان در نیمه راه تغییر جهتی اساسی داد.
نکته پایانی اینکه، ممکن است مدافعان نئوکلاسیکی سیاست جایگزین سازی پرداخت یارانه نقدی به جای یارانه های قیمتی، بار همه انحراف های پیش آمده را بر دوش دولت قبل بگذارند: اما واقعیت این است که چنین اقتصاددانانی نیز در تئوریزه و عملیاتی کردن آن نقش مهمی داشته اند. چنین سیاستی دو راهکار پیش رو نمی گذاشت و نمی گذارد: یا پرداخت به گروه های هدف و درگیر شدن در خطاهای مذکور و پذیرفتن بار احتمال بروز اعتراض های اجتماعی یا پرداخت به همگان و درگیر شدن بیشتر در مشکلاتی (مانندکسری بودجه و کارایی پایین و تولید ضعیف) که چنین سیاستی به دنبال رفع آنها بوده است.
 اگر این گزاره صحیح باشد که در اجرای چنین سیاستی گریزی از چنین تناقضی نیست، پس می توان نتیجه گرفت که این سیاست و پشتوانه نظری آن دچار فقر اندیشه است. فقر در شناخت ریشه های اصلی مشکلات اقتصاد ایران و در نتیجه فرافکنی به سوی قیمت ها. در اینجا، وجه اشتراکی میان رویکرد پوپولیستی دولت قبل و چنین اقتصاددانانی وجود دارد که هنوز از منظر پشتوانه درمانده نئوکلاسیکی سخن می گویند و خود را برحق می دانند.
* استادیار موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی
 روزنامه اعتماد، شماره ۳۷۶۲ به تاریخ ۱۶/۱۲/۹۵، صفحه ۱

یک دیدگاه

  1. با سلام و احترام فراوان
    ضمن قدردانی از استاد ترکمانی که نظریات ایشان همیشه روشنگر بوده اند. در بحث یارانه های نقدی کاملا با نظر شما موافق هستم.
    اگر امکان دارد درباره وضعیت یارانه ها در کشورهای سرمایه داری پیشرفته یادداشت یا مقاله ای نوشته شود . و روشن شود که ایا نظریه پردازان نئوکلاسیک در این حوزه در کشور خود دست به پرداخت یارانه نقدی زده اند و اینچنین اقتصاد را بیمارتر کرده اند؟ یا اینکه این نظریات برای کشورهای چون ایران تجویز می شود و مریدان داخلی انان بر طبل ان می کوبند…..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.