خانه / تحلیل ها / استقلال ملی نتیجه بنیه قوی ملی است
43d0bdfcde05707aea39b37d3811768c

استقلال ملی نتیجه بنیه قوی ملی است

در سومین پنجشنبه بهار موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد نشستی تحت عنوان نیازهای نهادی تولید محوری و اشتغال مولد برگزار کرد و فرشاد مومنی عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی در این نشست به سخنرانی پرداخت. در ادامه مشروح صحبت های این اقتصاددان را می خوانید.

بومی سازی علوم انسانی

فرشاد مومنی در ابتدای این سخنرانی با اشاره به اینکه اگر در جامعه ای بخواهند علوم انسانی را بومی سازی کنند، توضیح داد: این اقدام قطعا حیاتی و سرنوشت ساز است و اگر این اتفاق بیفتد روند حرکت به سمت وضعیت مطلوب در ایران تسهیل می شود. اندک مطالعه ای مشخص کرد برای بومی سازی علوم انسانی مهم ترین پیشنهاد این است که در فرآیند تصمیم گیری و تخصیص منابع صرفا تصمیم هایی قابل مطرح شدن باشند که مطالعاتی در زمینه آن صورت گرفته باشد و در کشوری که تصمیم گیری های چند ده میلیاردی با کم ترین بنیه کارشناسی در دوره شکوفایی قیمت نفت ماجرایی رایج بوده این الزام به کارکرد علم در تخصیص منابع با مقاومت جدی در ساختار قدرت روبرو می شود.

مومنی در ادامه افزود: مسئله دیگر این است که بومی سازی علوم انسانی نیازمند یک نظام آمار و اطلاعات شفاف و به هنگام است بستر نهادی در یک اقتصاد رانتی و برای بقای رانت ها نیز وابسته به عدم شفافیت است و طبیعتا ما ملاحظه می کنیم حتی در امور حیاتی به تعداد مقام ها و مسئولان آمار و اطلاعات متفاوتی وجود دارد و این مسئله هم مقاومت در برابرش وجود دارد.
وی خاطرنشان کرد: برای بومی شدن علوم انسانی در ایران، رد و بدل کردن داده ها و ارزیابی انتقادی از موضع کارشناسی یک ضرورت حتمی است. طبیعتا اگر بستر نهادی برای پذیرش این نقدها مهیا باشد امکان بومی سازی علوم انسانی وجود نخواهد داشت و ایده های درست ارائه می شود اما در مقابل لوازم معرفتی و غیرمعرفتی آن ها مقاومت های غیرمتعارفی وجود دارد و عملا این ها پیگیری نمی شوند. این مسئله تبدیل به یک تجربه تاریخی تلخ و غم انگیز شده است به ویژه در دوران اخیر و در چارچوب برنامه تعدیل ساختاری ایده هایی که مطرح شدند، قابل اعتنا بودند.
شفافیت در اطلاع رسانی
این اقتصاددان تصریح کرد: در این جا بحث رقابت و آزادی اقتصادی با شفافیت مطرح می شد اما به محض اینکه نوبت به لوازم این مسئله می رسید به دلیل اینکه نه در سطح اندیشه ای و نه در سطح عملی کوچک ترین آمادگی برای تأمین آن لوازم شرایط مهیا نشده بود. در ایران هم مثل اکثر کشورهای در حال توسعه تبدیل به کارنامه ای سرشار از فاجعه های اجتماعی، انسانی، محیط زیستی و.. شد و کشور را دچار پس افتادگی های بسیار پرهزینه و خطرناکی کرد.
مومنی با بیان اینکه در دوره دولت قبلی هم این بار به نام عدات اجتماعی قرعه افتاد، عنوان کرد: عدالت هم مثل آزادی جز متعالی ترین آرمان های بشر در طول تاریخ بوده و به نظر نمی رسد که انسان آگاه مخالفتی با آن باشد اما عدالت اجتماعی هم مانند آزادی دچار کج اندیشی و عدم پایبندی به لوازم معرفتی و نهادی خود شد که ملاحظه کردید آن هایی که دم از عدالت زدند حتی حسن نیت هم اگر داشتند به واسطه نبود آمادگی و تناقض گویی عملا فلاکت را به جای عدالت آوردند و در ماه های پایانی دولت قبلی شاخص فلاکت به دو برابر خود در مقایسه با ماه های آغازین آن دولت رسیده بود. با این اوصاف؛ مسئله بد دفاع کردن از ایده های مثبت گویی تبدیل به یک رویه در کشورما شده است و به دلیل اینکه وجود معرفت در مسئله جایگاه بایسته ای ندارد خود این بد دفاع کردن و از کار انداختن ایده های خوب کانون جدیدی برای منازعه و حذف در کشور شده است.
مشکلات کشورهای در حال توسعه
مومنی با مطرح کردن اینکه از یک طرف ایده تولید محوری و اشتغال مولد دارای ظرفیت های بسیار قابل اعتنایی برای بسامان کردن ایران است، گفت: از جایی که ما شاهد این هستیم که تعداد نابسامانی های مهم در عرصه های مختلف حیات جمعی ما زیاد شده و نوعی سرگردانی در نظام تصمیم گیری ایجاد کرده است فکر کرده ایم در این زمینه این سوال راهبردی را مطرح کنیم که لوازم عینیت بخشی به شعار تولید محوری و اشتغال مولد چیست؟ و این امید را داشته باشیم که با جدی گرفتن این مسئله در سطح ملی و ارباب رسانه در سال جدید آن دستگاه هایی که می خواهند این مسئله را پیگیری کنند و آن هایی که مسئولیت نظارت بر توسعه گرایی امور دارند کمک دریافت کنند و بدانند که کانون اصلی و حساسیت کجاست؟
این کارشناس مسائل اقتصادی با بیان اینکه مسئله درهم تنیدگی کشورهای در حال توسعه با مشکلات بسیار بزرگ و کوچک مانند فقر، نابرابری، بحران آب، محیط زیست و… چیزهایی از این قبیل که مسئله ای تازه نیست، اظهار داشت: یکی از نظریه پردازان توسعه در قرن بیستم این موضوع را چنین تعبیر می کند هنگامی که شما وارد کشورهای در حال توسعه می شوید با انبوهی از دورهای بازتولید کننده این نابسامانی ها روبرو می شوید در سطح نظری گفته می شود که باید دورهای باطل شناسایی شود و پس از مرتبه بندی کردن آن ها از طریق برنامه توسعه برخورد فعال با آن ها صورت گیرد اما با وجود گذشت چند دهه در خصوص توسعه این توافق پدیدار شد که ریشه کل بحران های اصلی در کشورهای در حال توسعه و وجه مشترک همه دورهای باطل توسعه نیافتگی در این کشورها به دومسئله بر می گردد که این دو مسئله عبارتند از بنیه تولیدی ضعیف و بهره وری اندک آن.
وی خاطر نشان کرد: کانون اصلی فقر گسترده، عقب ماندگی فزاینده و رو در رو شدن با انبوه بحران ها به این دو متغیر بر می گردد. اگر کشوری می تواند تکلیف خود را هم در مقام توصیف وضعیت وجود و هم در مقام تحلیل مسئله یعنی یک صورت بندی نظری که به ما بگوید مشکل چیست و بالاخره در مقام تجویز نیز یک راهگشایی اندیشه ای داشته باشد این امکان وجود خواهد داشت که از این بحران ها عبور کرده و بر محور ارتقا بنیه تولیدی و افزایش بهره وری در سطح ملی باشد. این عصاره مولفه های اصلی ذخیره دانایی در سطح جهان درزمینه توسعه یافتگی و نیافتگی است.
مومنی در ادامه افزود: در مقام مسئله و صورت بندی آن، کانون اصلی حساسیت باید مورد بررسی قرار گیرد در دره اول صورت بندی مفهمومی مسئله از اهمیت خارق العاده ای برخوردار است. اگر در زمینه ارائه یک تعریف عملیاتی هویت جمعی یافته از آن مسئله موفقیت باشد این احتمال افزایش می یابد که مراحل بعدی هم به شکل اصولی جلو برود.
این اقتصاددان با بیان این نکته حیاتی که تولید می تواند نیرو محرکه نجات کشور باشد، گفت: منظور تولید صنعتی مدرن است؛ پارسال هم تجربه این را داشتیم که سال ۹۵ هم اقتصادی مقاومتی نام گرفت اما به دلیل اینکه در صورت بندی مسئله دقت بایسته ای صورت نگرفت و نظام آموزشی، پژوهشی و تبلیغاتی ما به نحو بایسته ای در این زمینه کار نکرد. هر کس خود هر کاری می خواست انجام می داد و بعد یک در راستای اقتصاد مقاومتی هم در ابتدای آن قرار می داد و از آنجایی که در اقتصاد رانتی عدم شفافیت بیداد می کند و این موضوع یک نیروی محرکه بزرگ برای ترغیب افراد در فرصت طلبی است. این موضوع در تولید محوری هم دور از ذهن نیست. بنابراین مهم ترین کاری که نظام های آموزشی ، پژوهشی و تبلیغاتی ما باید در دستور کار خود قرار دهند این است که متر و معیار اصل را اینجا مشخص کنند. تعریف عملیاتی از آن تولید توسعه گرا و تولید صنعتی مدرن است و به لحاظ مفهومی تولید صنعتی مدرن در برابر تولید معیشتی قرار دارد.
مومنی در رابطه با تولید معیشتی عنوان کرد: مشخصه های کلیدی تولید معیشتی باعث می شود این الگوی تولید نه فقر و نه عقب ماندگی را برطرف کند. مسئله اینجا است که تولید معیشتی سه ویژگی دارد؛ ویژگی اول این است که انجام فعالیت در چارچوب ساخت تولید معیشتی بسیار سخت و طاقت فرسا است. ویژگی دو این است که الگوی تولید بسیار کم بازده است یعنی از یک طرف بیش از حد پرمشقت است و کم بازده است. ویژگی سوم این است که میزان کاربست دستآوردهای علمی در آن ناچیز است.
عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی با بیان اینکه وقتی به تجربه کشورهای دنیا نگاه می کنید؛ درآمارهای سازمان ملل متحد برای کل دنیا و در گزاش های رسمی موجود در ایران مشاهده می شود که اکثریت فقرا در کشورهای در حال توسعه را شاغلان تشکیل می دهد، گفت: این نشان می دهد که چون ساختار مسلط در این کشورها ساختار تولید معیشتی است افراد به شکل و به تعبیری که در ایران رایج است مردم به تولید بند شده اند اما نه مشکل فقر حل می شود و نه عقب ماندگی.
تولید و استقلال ملی
وی در ادامه افزود: در اطراف این مسئله نکات خارق العاده ای وجود دارد که می توان وجوه دیگری را رمز گشایی کرد و که در زمینه واقع بینی در نظام تصمیم گیری موثر واقع شود. اساس ماجرای توسعه و توسعه نیافتگی ناظر براین است که قدرت و بنیه تولیدی کشورها از یکدیگر جدا نیست و اگر کشوری دغدغه استقلال ملی داشته باشد باید بنیه تولیدی را ارتقا بخشد. اگر با اعداد بخواهیم صحبت کنیم داده ها حیرت انگیز است.
مومنی با اشاره به کتاب مقاومت شکننده چنین اظهار داشت: این کتاب نشان می دهد که در زمان موج اول انقلاب صنعتی شکاف بنیه تولید سرانه در قدرتمندترین کشور با ضعیف ترین ها سه به یک بوده است و فاصله بنیه تولید سرانه کشورها زمانی خیلی کم بوده است. در آغاز شکل گیری صفویه تولید سرانه ایران با کشورهای فرانسه و انگلستان ۳۰ تا ۵۰ درصد بوده است.
وی در ادامه افزود: از زمان موج اول انقلاب صنعتی است که فاصله های بین کشورها به طرز معنا داری افزایش می یابد و دغدغه های ما که مانع توسعه می دانیم از این دوره به بعد ظاهر شده اند. نابرابری در درون کشورها و بین کشورها ، پدیده وابستگی به قدرت های بزرگ ترو… به صورت پدیدهایی ایجادشده در مسیر پس از موج اول انقلاب صنعتی باز می گردند.
مومنی در ادامه با بیان اینکه دیوید لندز که شاید یکی از بزرگ ترین تاریخ شناسان اقتصادی دنیا است در کتاب ثروت و فقر ملل نشان داده که فاصله بین بنیه تولید سرانه کشورها در آغاز موج انقلاب صنعتی در ربع پایانی قرن بیستم به ۴۰۰ به یک رسیده است، گفت: آنچه اهمیت این مسئله را افزایش می دهد این است که در عصر انقلاب دانایی که دانایی وارد تولید می شود این شکاف سرانه در تولید میان کشورها ابعاد نمایی پیدا خواهد کرد. دلیل اینکه بخش بزرگی از فیلسوفان بر این قضیه پافشاری می کنند که مشکلات علوم انسانی از آزادی به عدالت گرفته خواهد شد که در اثر انقلاب دانایی بشر در سطح منطقه ای، ملی و بین المللی با بی سابقه ترین ابعاد نابرابری ها رو به رو می شود.
وی اضافه کرد: بنابراین ما باید حواسمان باشد که منظور از تولید محوری این است که الگوی صنعتی مدرن در نظام ملی است و دقت داشته باشیم که تولید صنعتی مدرن یک پدیده انتزاعی و مربوط به گوشه ای از حیات جمعی انسان ها در کارخانه و کارگاه نیست و اگر ما مفهوم صنعتی مدرن به مثابه یک نظام حیات جمعی را در نظر بگیریم می توانیم به درک قابل قبولی برسیم و به عینیت بخشیدن اهداف خود را در دستور کار قرار دهیم.
مومنی با اشاره به آثار فردریک لیست عنوان کرد: وقتی که می خواهید در خصوص بنیه تولید ملی صحبت کنید، لیست می گوید که اگر رهبر کشورها به معنای دقیق کلمه استقلال طلب، عدالت خواه،حامی امنیت و به دنبال ارتقا کیفیت زندگی مردم هستند باید به تولید ملی اهمیت دهند. لیست حتی پا را فراتر می گذارد و می گوید که اگر کشوری باشد که نگران هجوم همسایه ها و تعرض آن ها است، برای دفاع از کشور باید بنیه تولید صنعتی مدرن خود را ارتقا دهد و حتی جنگیدن هم بدون داشتن بنیه تولید در ربع سوم قرن نوزدهم امکان ناپذیر بوده تا چه رسد به امروز که ما مشاهده می کنیم که روس از ما پول می گیرند و اس ۳۰۰ را تحویل نمی دهند، بعد آمریکا در سوریه کاری کنند که اس ۴۰۰ های روس ها از کار بیفتند و این اتفاق در ربع اول قرن ۲۱ افتاده است.
وی تصریح کرد: وقتی امریکایی ها می خواستند صدام را کنار بزنند، در واقع در آن جنگ آن طور که بعد ها معلوم شد اهدافشان برای بازار یابی برای سلاح های جدید و مدرنی بود که تهیه کرده بودند و مسئله اساسی قدرت نمایی بود شاید جالب باشد که آستانه هزاره سوم گزارشی متنتشر کردند که خوشبختانه به فارسی هم منتشر شد و در آن نوشته بود که تعداد دانشمندان زنده در کره زمین در زمینه علوم پایه مانند فیزیک، شیمی در این هزاره در جهان معادل تعداد کل دانشمندان علوم پایه از بدو پیدایش انسان در کره زمین است. آنچه که ما را نگران می کند این است که از این تعداد سه چهارم در زمینه تحقیقات نظامی مشغول به کار هستند و ما امروز حرف لیست را باید بهتر بفهمیم و کشوری که در منطقه ای نا آرام قرار دارد باید در تولید صنعتی مدرن به مثابه یک حیات جمعی نگاه کند و از این زاویه تولید به مثابه نظام حیات جمعی را در کادر تولید صنعتی مدرن ملاحظه شود که در این شرایط کشاورزی هم اگر بخواهد در خدمت توسعه ملی قرار گیرد باید صنعتی شود. یعنی اینکه از سختی تولید معیشتی عبور و راه باز کند و امکان کاربست هرچه بیشتر دستاورد های مالی بیشتر شود. یکی از مهم ترین عوامل توسعه نیافتگی در ایران تاکنون این است که این بلوغ فکری شکل نگرفته و انعکاس آن در استناد توسعه کشور قابل مشاهده نیست.
مومنی با اشاره به کتاب پایان کار عنوان کرد: در این کتاب می پرسند که چرا نیاز داریم به معنای کلمه کشاورزی را در مقیاس جهان صنعتی کنیم عینا استدلال هایی که می آورند به ضعف در بنیه تولید و ضعف در بهره وری معیشتی باز می گردد. می گوید از یک طرف در آستانه هزاره سوم سه چهارم از کسانی که در مقیاس جهانی دچار سوءتغذیه هستند روستا نشینند و هنوز کانون اصلی نگران کننده ترین جلوه های فقر در روستاها است و از طرف دیگر این سوءتغذیه سه مسئله حیاتی دارد که روی شاخص های توسعه انسانی و توسعه ملی تاثیر دارد.
این اقتصاددان تصریح کرد: گرسنگی و سوءتغذیه تاثیر منفی بر کارکرد ذهن دارد و مقاومت انسان ها را در برابر بیماری کاهش و توان فکری و ایده پردازی را به حداقل می رساند و کشورهایی که در یک حوزه حساسیت نشان نمی دهند با توسعه خود شوخی می کنند و درنهایت تاسف یکی از کشورهای که این شوخی را می کند کشور بسیار گرامی و عزیز ایران است. شما آخرین گزارش های تحولات مقدار مصرف های اساسی خانوارهای ایران را که نگاه کنید در ۱۰ سال گذشته افت نگران کننده در مصرف مواد پروتئینی ، مواد لبنی و برخی مواد نشاسته ای را مشاهده می کنیم و نظام تصمیم گیری ما گویی خود را به خواب زده است. در گفت و گوهای بین جناح ها هم این تعبیر استفاده می شود و باید از این خواب بیدار شوند اینکه یک مسئولی با بی مسئولیتی تحول در فروش خودرو در سال ۱۳۹۴ را که نتیجه اقدامات دولت بود را به حساب خانوارها گذاشت و نتیجه می گیرد که چون خودرو کالای مصرفی با دوام است و مردم می خرند پس نیازهای اساسی را برطرف کرده اند. شاید در بازار آشفته سیاسی سودمند باشد اما نسبتی با حقیقت ندارد و در برنامه ششم هم به این موضوع توجه نمی شود که امیدوارم باشیم و با کمک اهالی علم و رسانه مسئولان یاد بگیرند تا با واقعیات همانگونه که هست رو به رو شوند چون درآن صورت است که امکان برون رفت از گرفتاری ها فراهم می شود.
مومنی در ادامه افزود: دلیل دیگر اینکه بخش کشاورزی را باید از تولید معیشتی خارج ساخت و اینکه می گوید که ۷۰ درصد فقیر ترین مردم جهان هنوز در مناطق روستایی ساکن هستند. وقتی که ما تولید کشاورزی را مدرن می کنیم چه تحولاتی را در بازدهی اتفاق می افتد. در سال های پیش، در دهه ۱۹۴۰ آخرهای موج دوم انقلاب صنعتی تفاوت کشاورزی مبتنی بر دانایی و کشاورزی مبتنی بر تولید معیشتی ۱۰ به یک بود اما در سال های پایانی دهه ۱۹۹۰ در آستانه موج سوم این انقلاب، ۲هزار به یک رسید.

این اقتصاددان خاطرنشان کرد: چقدر تلخ و غم انگیز است که بگویم رشد اقتصای ما سه درصد نیست و چهار درصد است و خود را با این چیزها در ربع نخست هزاره سوم سرگرم کنیم. اگر مقیاس را سرانه تولید هر کشاورز در نظر بگیریم در سال ۱۸۵۰ یک کارگر کشاورزی در آمریکا حداقل می توانست نیاز غذایی ۴ نفر را تامین کند.اما در سال ۱۹۹۰ می تواند نیاز ۸۷ نفر را تامین کند. ما باید تکلیف خود را با مفهوم تولید روشن کنیم و بگوییم تولیدی است که در چارچوب نظام حیات جمعی مدرن صورت می گیرد و می گوید که حواستان باشد که تولید صنعتی مدرن مستلزم مجموعه ای از تغییرات است که در درجه اول تغییر در حقوق مالکیت تغییر در الگوی همکاری و رقابت ،تغییر در سیستم پاداش دهی در این کتاب ذکر شده است.
وی در خصوص سیستم پاداش دهی چنین اظهار داشت: بعد از اینکه ما به این مفهوم با تکیه بر صورت بندی نظری می رسیم باید در دو حیطه متمرکز شویم که یکی از کانون های اصلی توسعه نیافتگی در ایران است؛ یکی نظام قاعده گذاری در این کشور است و دیگری نظام توزیع منافع است. الان آرایش نظام قاعده گذاری در ایران به گونه ای است که به غیرمولدها پاداش می دهد و تولید کننده ها را به طرز فاجعه آمیزی تحت فشار قرار می دهد.
این کارشناس مسائل اقتصادی با بیان اینکه آماری که در رسانه ها منعکس شده و نشان می دهد که نظام قاعده گذاری پشت به اهداف است، عنوان کرد: ما باید نظام قاعده گذاری و پاداش دهی را اصلاح کنیم و آن هم به معنای این است که تغییر سیستمی در ساختار نهادی ما است تا از شرایط کنونی که پشت به هدف است تغییر موضع دهیم یعنی دست کاری موضعی و جزئی به کار نمی آید.
مومنی با اشاره به برنامه های توسعه عنوان کرد: سهل انگاری دولت و مجلس در برنامه ششم توسعه نسبت به سهل انگاری در برنامه های سابق هزینه فرصت بالاتری دارد و به خاطر این است که الان در شرایط خطیری قرار داریم و ساختار نهادی هم پشت به هدف است و برنامه میان مدت فرصت خوبی بود که از ذخیره دانایی استفاده می شد. مولدها تحت فشارند و غیرمولد ها برخورداری های ویژه دارند و همه این ها از تیتر روزنامه ها مشخص می شود. مسئله تولید، مسئله نظام حیات جمعی است و اگر تغییرات لازم صورت نگیرد دستکاری برخی متغیرها به هیچ وجه نمی تواند کارایی داشته باشد.
وی خاطر نشان کرد: گفته شد که نیاز اصلی صنعت و کشاورزی ما این است که آموزش وارد تابع تولید شود و آموزش جایگاه ویژه ای بیابد اما از طرفی ما نیروی انسانی را درگیر مدرک گرفتن کردیم و کار نمی دهیم و بخشی هم تقدیم به خارج می کنیم. محاسبه هایی که برای بخش کشاورزی شده ناظر بر این است که اگر همه بهره برداران کشاورزی ایران قرار باشد که در طول عمر فعالیت خود در یک جلسه آموزشی قرار گیرند با ظرفیت کنونی کشور ۱۰۰ سال زمان لازم است تا همه بهره برداران در معرض این افتخار قرار بگیرند.
این اقتصاددان در ادامه افزود: پس اگر کسی تولید محوری می خواهد باید خیلی شفاف و صریح یک ارزیابی آسیب شناسی شفاف و صریح درباره چرایی وضعیت نگران کننده نظام حقوق مالکیت ایران اختصاص بیابد. در سطح نظری می گویند امنیت حقوق مالکین را از طریق شاخص ها می شود ردگیری کرد. اگر در تمام دنیا با استنا بر پژوهش هایی که درباره اندازه حقوق مالکیت صحبت می کنند، ایران در ربع پایانی لیست قرار دارد. شاید آن ها مطامع امپریالیستی داشته باشند. از نظر ادب اسلامی این حرف ها پوچ است. ما که ادعا می کنیم مسلمان هستیم. وقتی یک آگاهی منتشر می شود حتی اگر صهیونیست و امپریالیست هستند باید با زبان علم پاسخ دهیم چنین چیزی در تعالم دین ما وجود ندارد اما فضا به گونه ای می شود که فراموش می کنیم که به ما قال توجه داشته باشیم تا من قال.
مومنی با بیان اینکه اگر می خواهیم به زمان علم صحبت کنیم باید متولوژی آن را بررسی کنیم، گفت: اصلا ما عطای محاسبه ها را به لقایش می بخشیم. بر اساس فهم نظری موجود برای فهم و سنجش مالکیت چهار متغیر وجود دارد بروید خود ارزیابی کنید یکی نرخ بهره واقعا موجود دربازار چرا روی واقعا موجود تاکید می شود؟ نرخ بهره رسمی در بازار رسمی در ۱۰ سال گذشته بین سه تا پنج برابر میانگین نرخ بهره در دنیا بوده است در حالی که اگر ما در بازار غیررسمی هم وارد شویم. آن وقت شرمندگی برای مسئولان بیشتر می شود.
وی در ادامه افزود: در ایران همواره نرخ بهره رسمی بیشتر از دو برابر بازار جهانی بوده است یعنی به جز ماجراهای بازار پول مسئله ناکارآمدی نظام مالکیت ما هم محسوب می شود و این به ما نشان می دهد که در این دوره چند هزار میلیارد دلار پول وارد می شود اما جمع شاغلین تغییری نمی کند. این مسئله بنیادی است حتی آمارهای تولید هم قابل مناقشه است چراکه در چنین شرایطی تولید به محلی برای توزیع رانت تبدیل می شود.
این اقتصاددان یکی از معیارهای برای سنجش حقوق مالکیت را مقیاس بنگاه های تولیدی دانست و گفت: برای این معیار کل شاغلان بخش صنعت را تقسیم بر تعداد کارفرماهای صنعتی و از طریق این خواستیم متوجه شویم یک کارفرما به طور متوسط چند نفر را در بنگاه تولیدی خود دارد. در ۱۳۳۵ حدود ۳۰ نفر بوده و هر کارفرمای صنعتی ۳۰ کارگر داشته و این میزان در سال۱۳۹۰به ۸ نفر کاهش یافته است از این زاویه هم نیازمند تاملات جدی تری هستیم.
عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی با بیان اینکه شاخص بعد وضعیت مالی دولت است، مطرح کرد: در شرایط کنونی دولت ایران به ویژه به اعتبار میراث ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ که برای ایران ایجاد کرده است با جهش های بسیار نگران کننده در زمینه نسبت میزان بدهی دولت به GDP رو به ور شده ایم.

منبع: روزنامه عصر اقتصاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.