خانه / درسگفتارها / حلقه های مطالعاتی / حلقه مطالعاتی آشنایی با اقتصاد نهادگرا / درسگفتارهای معرفی اقتصاد نهادگرا (جلسه ی اول)

درسگفتارهای معرفی اقتصاد نهادگرا (جلسه ی اول)

متفکرین علوم انسانی بر این باورند که این علم، برای حل و فصل مسائل و نیازهای بشری ابداع شده است. این نحوه ی نگاه است که انسان را از دام ایدئولوژی زدگی می رهاند. اگر با چنین دیدگاهی به اقتصاد نئوکلاسیک بنگریم، مدل های ساده ی نئوکلاسیک را از سر کج فهمی و کند ذهنی اندیشمندان نئوکلاسیک، برداشت نمی کنیم. بلکه می توان چنین برداشت کرد که این مدل ها در زمان خود، پاسخگوی نیازها و مسائل موجود بوده اند. اما با گذشت زمان، عدم توجه به پیچیدگی های مبادله و هزینه های مربوط به آن، این چارچوب نظری را از کارکرد انداخته است. یا نهادهای جدیدی به وجود آمد که قواعد نئوکلاسیک بر آن پیاده نمی شد. به عنوان مثال می توان گفت: برای انواع ثروت منابعی به وجود آمد که دیگر قواعد پیشین بر آن پیاده نمی شد. مثلا، بیل گیتس که یکی از ثروتمندترین مردان جهان است، منبع ثروتش زمین و ملک و … نبود.

نورث، به عنوان یکی از پیش گامان متفکرین اقتصاد نهادگرای جدید، سه موضوع را مطرح کرد که اقتصاد نئوکلاسیک، توان پاسخگویی به آن را ندارد.

یک: چرا اقتصادهای پس افتاده، قرن های متوالی واگرایی داشته اند؟

دو: چرا اقتصادهای صنعتی، انواع مختلف دارد در حالی که مدل های ساده نئوکلاسیک، تنها یک نسخه را برای پیشرفت می-پیچد.

سه: با وجود بهره گیری از مدل های نئوکلاسیک، چرا بازهم شاهد توسعه نیافتگی هستیم؟

در علوم انسانی، باید دنبال این بود که کدام نظریه یا کدام چهارچوب نظری، برای مشکلات ما، توان پاسخگویی بهتری دارد؟

یکی از موضوعاتی که در چهارچوب نظریه نئوکلاسیک، به آن بی توجهی شده بود، هزینه مبادله بود. مفهوم هزینه مبادله در نظر اندیشمندان نهادگرا به قدری بود که توسعه را از منظر چهارچوب نهادگرایی چنین تعریف کردند:

” ابداع و نوآوری نهادی ای که منجر به کاهش هزینه مبادله می شود.”

برای مثال می توان هزینه ی سنگین مبادله در بازار سیاسی را با یک ابداع کوچک نهادی کاهش داد و دستاورد این کاهش هزینه را وارد بازار اقتصادی کرد.

کتاب نهادها، تغییرات نهادی و عملکرد اقتصادی  درباره تحقیق در ماهیت، حضور و پیامد نهادها بحث می کند. و به چالش معظل تعاون بشری و چگونگی حل شدن آن در کشورهای مختلف می پردازد. نورث، خاطرنشان می کند که جایی که معظل تعاون حل شده باشد، بهره وری افزایش یافته و رشد حاصل می شود.

بر مبنای چنین تعریفی از نورث، می شود  نتیجه گرفت که در ایران، تقسیم کار و تخصص گرایی به وجود نیامد چرا که تعاون شکل نگرفت.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.